Post A9FzM54dFIZbOjQRv6 by tayyebi@mastodon.social
(DIR) More posts by tayyebi@mastodon.social
(DIR) Post #A9FzLwXixlUqwLy3W4 by tayyebi@mastodon.social
2021-07-13T18:10:24Z
1 likes, 0 repeats
یه بار دیگه همون کرج یه رستوران رفتیم اتفاقا با یه جمع بشدت بشدت بشدت رودربایستی دار.من شیشلیک سفارش دارم. این به قدری سفت بود سفت بود سفت بود، که یه جماعتی بیخیال غذای خودشان شده بودن و به من نگاه میکردن که سعی داشتم با هر وسیلهای که پیدا میکردم اونا رو تیکه کنم.نمیخوام بگم بعدش چی شد ولی هربار یادم میافته پنیک میکنم. آبرو و حیثیتم اون روز رفت.از اون به بعد یاد گرفتم که هرچقدر هم که جمع جمع آدم حسابیای بود، باز هم آدم باید در مورد غذا صریح و شفاف برخورد کنه که اسکل به نظر نیاد.
(DIR) Post #A9FzLx9egjq0pziLdg by tayyebi@mastodon.social
2021-07-13T18:11:14Z
1 likes, 0 repeats
یکی از بدترین خاطرههای زندگیمه.
(DIR) Post #A9FzLxdmshwOLRoPbc by tayyebi@mastodon.social
2021-07-13T18:16:30Z
0 likes, 0 repeats
چند ماه پیش خودم مهمان داشتم. همون سیستم رودربایستی و اینا. شیشلیک سفارش دادیم آوردن.مهمانها رو دیدم که اینطوری گیر کرده بودن دوباره وسط غذا. یاد اون خاطره مزخرف خودم افتادم. در نتیجه یه دستمال کاغذی برداشتم و رفتم توی کارش با دست. اونا هم منو دیدن خجالتشان ریخت و همون کار رو کردن.اون شب خیلی هم خوش گذشت. به نظرم مدل خوردن اون غذا هم باید عوض بشه. چون واقعا نمیشه با چاقو بریدش. استیک که نیست. استخوان داره وسطش.
(DIR) Post #A9FzLyHqTlz2LgYP2m by tayyebi@mastodon.social
2021-07-13T18:20:12Z
1 likes, 0 repeats
بگم چه اتفاقی افتاد اون روز؟ خاطره بد چی بود؟من با یه تیکه از این گوشته مشکل داشتم. ماندم چه کنم. گذاشتمش توی دهنم. تیکهی بزرگی بود.دیگه دیدم واقعا از پسش بر نمیام. رفتم دستشویی و انداختمش توی سطل آشغال اونجا.وقتی برگشتم دیدم که یکی از همراهان میزبان گوشتها رو برام تیکه تیکه کرده توی بشقاب. و وقتی برگشتم سر میز گفت «واقعا حق داری، گوشتش سفت بود، دست منم درد گرفت».به قدری خجالت کشیدم که اصلا حد و مرز نداره. واقعا توی اون چند هفته روم نمیشد با اون جمع برم رستوران.
(DIR) Post #A9FzM0Gr6QNcVC6dmK by tayyebi@mastodon.social
2021-07-13T18:22:55Z
0 likes, 0 repeats
یادم نیست اصلا اون شب غذا رو تمام کردم یا نه.شب بسیار مزخرفی بود. خیلی زیاد.البته که باعث شد خجالتم رو برای دورهمیهای کاری کنار بذارم و الان خیلی بهم خوش میگذره شامهای رسمی.
(DIR) Post #A9FzM1vIxWKVcw2SSu by tayyebi@mastodon.social
2021-07-13T18:25:08Z
0 likes, 0 repeats
ولی کلا اگه با جمع مهمی خواستید بیرون برید، علیالخصوص اگه خارجی بودن، حتما آداب میز در فرهنگ اونها رو مرور کنید.مثلا فکر کنم همهی ما از بیتعارف بودن چینیها سر میز شام یکم شوکه بشیم، یا مثلا گاهی وقتی که نوشیدنی میارن سر میز هنگ کنیم چی به چیه، یا همون کاسه بشقابها رو چطوری باید بزنیم کنار که بیفرهنگ به نظر نیایم، و یا اینکه چه موقع به کی چی تعارف کنیم، یا چه غذایی سفارش بدیم که مثل طیبی نمانیم توش.
(DIR) Post #A9FzM3QtLZBsJBpCL2 by tayyebi@mastodon.social
2021-07-13T18:27:25Z
0 likes, 0 repeats
البته چیزی که اون شب من سفارش دادم، نسبت به سفارشهای بقیه خیلی معمولی بود. در این حد جمع فازش سنگین بود.
(DIR) Post #A9FzM54dFIZbOjQRv6 by tayyebi@mastodon.social
2021-07-13T18:32:30Z
0 likes, 0 repeats
در نهایت صداقت بهترین سیاسته. اگه چیزی رو بلد نیستیم بهتره که بپرسیم همونجا. معمولا توی این جمعها، اون هیات، یه معاون یا مترجم خیلی فان دارن. که از اولش باید سعی کنید با اون بنده خدا هم گرم بگیرید. و اگه جاها از پیش مشخص نبود، بهش تعارف بزنید که کنار شما بشینه. و ازش بپرسید هر موقع سوال داشتید. در مورد محتویات غذاها. در مورد آداب غذاها. اگه یهو خواستن عکسی چیزی بگیرن، میشه فرصت خواست برای مرتب کردن وسایل و لباس و این حرفا. و این اصلا خجالت نداره. با حوصله انجام بدید.
(DIR) Post #A9FzM6jn3l5eYfgpiC by tayyebi@mastodon.social
2021-07-13T18:35:51Z
0 likes, 0 repeats
در حالت کلی همهاش بر میگرده به اعتماد به نفس. اینکه شما توی ممکلت خودت یا شهر خودت آدم بافرهنگی حساب میشی ولی لزوما از نظر یه غریبه بافرهنگ نیستی.همونها هم اگه بیان شهر و کشور شما، ممکنه رفتارهایی رو نشان بدن که از نظر شما کمال بیفرهنگی باشه.اما معمولا این اتفاق در مورد اونا نسبت به ما کمتر میافته. به دو دلیل. یک اینکه اونا قبل از آمدن به ایران در مورد ما و اینکه چی دوست داریم بشنویم مطالعه میکنن؛ و دیگر اینکه ما گاهی اونقدر مهماننوازیم که مهمانپرست به نظر میایم.